تبلیغات
success

قالب وبلاگ


success
مثبت اندیشی 
نظر سنجی
نظر دوستان بازدید کننده راجع به وبلاگ








با سلام 
جهت بهترشدن  وبلاگ ، ما را از نظرات پیشنهادات و انتقادات خود  بهره مند سازید
با تشكر از بازدید شما 
+++

۶  خصوصیت مهم برای موفقیت: خلوص، صادق بودن با خود، فروتنی، ادب و مهربانی، خِرَد ،نیکوکاری.





طبقه بندی: مقدمه،
[ چهارشنبه 13 مهر 1390 ] [ 08:14 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]




 

 

 

 

مردی در کنار دریاچه ای قدم میزد،ماهیگیری توجه او را جلب کرد ،به طوری که بی اختیار مدت مدیدی او را زیر نظر گرفت.ماهیگیر پشت سر هم ماهی می گرفت،ماهی های کوچک را نگه میداشت و ماهی های بزرگ را دوباره به آب می انداخت.

این عمل ماهیگیر کنجکاوی و حیرت او را برانگیخت،پیش رفت و علت کار را پرسید،مرد پاسخ داد: واقعا دلم نمی خواهد چنین کاری بکنم ولی چاره ای ندارم ،چون ماهی تابه من کوچک است...

حالا قبل از این که بخندید،بگذارید حقیقتی رو بازگو کنم،این درست همان کاری است که من و شما اغلب انجام میدیم!!!!!

در اغلب موارد عکس العمل ما در برابر فکرهای بزرگ این است که :نه!این کار خیلی بزرگ است!من از عهده اش بر نمی آیم.و بعد ادامه می دهیم که :اگر این کار عملی بود حتما افراد دیگری تا به حال آن را انجام داده بودند!!!!

پس بهتر است به همان کار کوچک قانع باشم و آسایش خودم را مختل نکنم...

اما نظر من این است که وقتی اندیشه ی بزرگی داریم ،کار را با برنامه ریزی و اطلاعات کافی شروع کنیم،مهم شروع کار است.همان خدایی که این اندیشه را در ذهن ما جا داده،مطمئنا به ما کمک خواهد کرد تا مشکلات را هم چون تکه های کوچک پازل یافته و با کنار هم قرار دادن آن ها رویای بزرگ خود را به واقعیت تبدیل کنیم...از شکست نهراسیم .و مهم تر از همه باید ایمان و باور داشته باشیم که ما می توانیم...

ناپلئون بناپارت جمله ی قشنگی گفته است:

 غیر ممکن کلمه ای است که فقط در فرهنگ احمق ها یافت می شود.

 پس برای هر انسان عاقل هر غیر ممکنی ممکن است...



طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان، مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 08:33 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

دکتر شیری برگزار می کند :

آغاز دوره ی 53 مهارت انتخاب و ازدواج از 19 دی ماه. اگر سر دو راهی مانده اید که ازدواج کنید یا نه ، این دوره را از دست ندهید. اطلاعات بیشتر درسایت دکتر شیری.

دکتر شیری

 






ایستگاه دوم :

چند وقت پیش کتاب جدید آقای دکتر آزمندیان با عنوان Think Yourself Successful به زبان انگلیسی منتشر شد. مطالعه ی این کتاب برای کسانی که به زبان انگلیسی تسلط دارند، مفید خواهد بود هر چند دسترسی به این کتاب اونقدرها هم آسون نیست چون 2 سایت برای خرید این کتاب معرفی شده که یکیش تا لحظه ی ارسال این خبر، از دسترس خارجه و دیگری سایت معروف آمازون که خریدن کتاب از اون نیاز به صرف هزینه ی بالایی داره.

کتاب جدید دکتر آزمندیان

 

 

 

 

 




ایستگاه سوم :

روز چهارشنبه ی همین هفته سمینار مثبت اندیشی ، توسط آقای شاهین فرهنگ در مجموعه ی سعد آباد تهران برگزار شد. مهمترین عناوین مطرج شده در این سمینار به این شرح بود :

آیا قانون جذب واقعیت دارد ؟

چرا باید مثبت اندیش باشیم ؟

خودآگاه و ناخودآگاه چیست ؟

چرا بعضی ها همیشه مشکلات و ناراحتی ها را جذب می کنند ؟ و ...

 

 

 

 

 








طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان، مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

ذهن‌ آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد. ضمیر ناخود آگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه‌ی زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه‌ی منفی و یأس‌آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.

موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبت‌نگری را کنار گذاشته و در جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند.

خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا می‌دانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.

تعریف تفکر مثبت:

شیوه‌‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر می‌سازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه‌ ترین تصمیم را بگیرد.

افکار مثبت و منفی:

افکار مثبت، افکاری سازنده‌، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابند و باعث می‌شوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

ویژگی‌های افراد مثبت‌نگر:

- با وجود تفکر درباره‌ی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی می‌کنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.

- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال می‌کنند و برای رد کردن نظرات نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده می‌کنند.

- همیشه سعی می‌کنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو می‌کنند.

- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر می‌کنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیض‌گویی می‌شوند.

- چون دارای ذهن مثبت هستند، می‌توانند افکار خود را کنترل کنند.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبه‌های منفی، موارد مثبت آن را بیان می‌کنند و موضوع را به فال نیک می‌گیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را می‌بینند» .

- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده می‌کنند.

- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش‌ مشرب هستند.

- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذت‌بخش بوده و سعی می‌کنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی می‌کنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.

ویژگی‌های افراد منفی‌نگر:

همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.

- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت می‌کنند.

- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده می‌کنند.

- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست می‌کشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود می‌دانند.

- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت می‌کنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل می‌کنند بعد فکر!»

- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.

- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبه‌های منفی آن توجه کرده و همان را بیان می‌کنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را می‌بینند!»

- از کاه کوه می‌سازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.

- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.

- همه‌چیز در نظر آنها غم‌انگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمی‌برند.

- در ارتباط‌های اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوء‌ظن دارند و فکر می‌کنند که همه علیه آنها توطئه می‌کنند.




طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

حضرت محمد(ص) می فرمایند : "فرزندان خود را به نام های نیك خطاب كنید"آن چه می گوییم در حقیقت فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل می دهند.

من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم با استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت در سطی وسیع انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.

امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی ازدست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

برای مثال:


به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت

به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی

به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟

به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد

به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده

به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم

به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم

به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه

به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم

به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود

به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم

به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما

به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه

به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟

به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم

شما هم میتوانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...

وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آن ها مثل:

چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟" ، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟" ، "چرا گرفته ای ؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ... بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم" ، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست

بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می كند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم، وگرنه میشود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم





طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

منفی‌باف‌ها:

افرادی که منفی‌بافی می‌کنند، معمولا خصوصیات اخلاقی شبیه افراد وسواسی دارند، این افراد طوری هستند که همیشه سعی می‌کنند نیمه خالی لیوان را دیده و برای هرکاری بیش از اندازه انرژی بگذارند و کلماتی از قبیل «نمی شود» و «نمی توانم» به کار می‌برند.

این افراد با وجود اینکه وقت می‌گذارند و دوره‌های مشاوره‌ایی طولانی را سپری می‌کنند و همیشه سعی دارند کمال گرا و بهترین باشند در نهایت از سرانجام کارشان رضایت ندارند.

بی‌خیال‌ها:

گروه دیگر از شخصیت ها که نقطه مقابل منفی‌باف‌ها هستند، این افراد برنامه‌ریزی خاصی ندارند.

بی‌خیال‌ها موضوعات را خیلی سریع و با تکیه بر هیجانات و احساساتشان انجام می‌دهند و خیلی راحت و کمال آرامش ممکن است یک موضوع خیلی مهم را پشت گوش بیندازند و یا به فردا موکول کنند. این امر باعث می‌شود کارهایشان را طبق برنامه‌ریزی و هدفمندی انجام ندهند و یا از مشاوره استفاده نکنند.

این دسته از افراد به خود هیچ آسیبی نمی‌رسانند و بیشتر با ناهماهنگی‌هایشان و یا بی‌برنامه‌ریزی‌ دیگران را به مشکل و زحمت می‌اندازند.

در صورتیکه افراد منفی‌باف با دقت زیاد مراقب هستند که دیگران از رفتار آنها متضرر نشود و از خودشان بیشتر انرژی مصرف می‌کنند و در نتیجه لذت و رضایت از زندگی ندارند؛ ولی افرادی که بی‌خیال هستند به خاطر همین خصوصیاتشان بیشتر مشکلات را برای اطرافیان به وجود می‌آورند و خودشان ضربه نمی‌خورند.

مثبت‌اندیش‌ها:

در بعضی از مواقع افراد جامعه مثبت‌اندیشی را معادل بی‌خیالی می‌دانند خیلی‌ها اگر زیاد از حد مثبت‌گرا شوند، شاید به بی‌خیالی برسند و این خود مرز و حدی دارد.

حد تعادل بین مثبت اندیشی تا بی‌خیالی واقعه‌گرایی است. اگر بخواهیم بدانیم که به دلیل چه چیزی این نگرش‌ها در فرد به وجود می‌آید؛ عواملی مانند آموزش اطرافیان در فرد و یا مسایل و مشکلات و همچنین تجربیات در جامعه می تواند تاثیر گذار باشد و یک نکته مهم دیگر خصوصیات شخصیتی فرد است. افراد مختلف براساس خصوصیات شخصیتی شان واکنش نشان می‌دهند.

افراد مثبت اندیش معمولاً نیمه پر لیوان را می‌بینند که در نهایت یک انسان مثبت اندیش نباید مانع واقع‌گرایی آنها شود و اگر از مرز واقع‌گرایی بگذرد به حد بی‌خیالی می‌رسد.

یک فرد مثبت اندیش باید واقعیت را بپذیرد و ببیند. برای اتفاق واقعی‌ که می‌بیند برنامه‌ریزی، از مشاوره دیگران استفاده و سعی کند در آن شرایط بهترین کار را با دید مثبت انجام دهد و با خود بگوید:«من این تلاشم را انجام می‌دهم و امیدوارم به نتیجه می‌رسد.»

این مثبت اندیشی باعث می‌شود با مشکلات راحت‌تر بجنگد و تصمیم عاقلانه بگیرد و از مشاوره و دیگران بهتر استفاده کند و با انرژی بیشتر به سمت هدف خودش جلو برود.

اگر آن واقع‌گرایی در فرد از بین برود؛ یعنی فرد شرایط و مشکلات را نبیند و برایش مشکلی به وجود آید و نتواند برای آن برنامه‌ریزی داشته باشد و بدون مشاوره و بدون استفاده از برنامه‌ریزی و روش‌های علمی بخواهد کارش را پیش ببرد تبدیل به یک فرد بی‌خیال می‌شود .

ما باید خط باریک و میانه‌روی را بین مثبت اندیشی و بی‌خیالی بوجود آوریم و مشکلات را ببینیم و برای آن برنامه ریزی کنیم و با توجه به شرایط‌مان آن برنامه را پیاده کنیم.

یک فرد منفی‌باف و یا کمال‌گرا ممکن است مشکلات را بیش از اندازه آن بزرگ کنند و نکات مثبت را نبینند؛ اما یک فرد واقعه‌گرای مثبت اندیش مشکلات و همین طور نکات مثبت را هم می ‌یند و برنامه ریزی می‌کند.

در این زمینه می‌توان به مثالی اشاره کرد:« روزی حواریون همراه حضرت عیسی در حال رفتن به مکانی بودند و در میان راه با لاشه سگی برخورد کردند، حواریون گفتند چه بوی تعفن و بدی می‌دهد، اما حضرت عیسی گفت چه دندان های سفید و قشنگی دارد.»




طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

تاثیر مثبت اندیشی در موفقیت و زندگی

 قسـمـت اعـظـم استرس و بدبختی زندگی آدم ها به خاطر منفی نگری و منفی بافی است.همیشه جنگی سهمگین بین تفکرات مثبت و منفی وجود داشته است، و اکثر اوقات این نیروهای منفی هستند که حکمفرما میـشونـد. گـاهی اوقات وقتی به خودمان می آییم میبینیم کـه نتوانسته ایم جلوی این نیـروهـا و تـفـکرات منـفـی را بگیریم و آنها موفق شده اند همه ی زندگی ما را اسیر خود سازند.


عـقـل سـلیم حکـم میـکند که تفکر مثبت و مثبت اندیشی تـاثیر بسیار خوبی بر همه ی ما دارد. من خودم به شخصه خیلی سعی می کنم تا مثبت نگری را در زندگی خود الگو سـازم، اما گاه گداری تفکرات منفی به سراغم می آیند، و باید اعتراف کنم که طبیعت انسان، تفکرات منفی را خیلی زودتر و راحت تر از تفکرات مثبت جذب می کند. به نظر من بهترین زمان برای مرور تفکرات و اندیشه های مثبت در ذهن، قبل از خواب و در رختخواب است. در این زمان می توانید خیلی خوب با ضمیر ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنید، و با همان تفکرات مثبت به خواب روید. و بعد که از خواب بیدار شدید، آن تفکرات در ذهنتان مانده است و تمام روز مثبت فکر خواهید کرد.


راه های زیادی برای ایجاد مثبت اندیشی در شما وجود دارد. یکی از این راه ها، تجسم فکری است. مطالب این مقاله بیشتر برای افرادی که در خانه کار می کنند نوشته شده است، اما برای سایر افراد با شغل های دیگر نیز قابل استفاده می باشد.


تجسم فکری و کار در خانه


اولین تجربه ی من از تجسم فکری موفق زمانی اتفاق افتاد که تازه استخدام شده بودم. مطالعه و تمرین زیادی در این زمینه نکرده بودم و کاملاً اتفاقی رخ داد و سالها بعد بود که من تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده است.

من به مدت یک هفته دوره های آموزشی مدیریت را می گذراندم که همکلاسی هایم همه بسیار جوانتر از من بودند. تقریباً روز سوم، تمرینی به ما دادند که انجام دهیم. این تمرینی انفرادی بود که هرکدام از ما باید جداگانه روی آن فکر می کردیم و مینوشتیم. موضوع تمرین این بود: بهترین و کاملترین روز ما در 5 سال آینده چه روزی است.


تعجب من از این بود که این موضوعات چه ربطی به آموزش مدیریت دارد، اما دقیقاً یادم هست که از انجام آن خوشحال بودم. من قوه ی تخیلی بسیار عالی دارم و موضوع این تمرین برای من بسیار ساده بود. یک ساعت زمان داشتیم و هیچ عجله ای در کار نبود. فضا بسیار ساکت و آرام بود و من توانستم ذهنم را به پرواز درآورم.


صادقانه روز دلخواه و مطلوب خود را تصور کردم. کنار دریا زندگی می کردم و کنترل زندگیم در دستم بود. جایی کار نمی کردم، در واقع خود اشتغال بودم. همین مسئله مهمترین نکته ی آرامش بخش در آن روز بود. روز توام با استراحت بود، اما من در خانه کار می کردم. هر وقت دوست داشتم کارم را رها می کردم و به هواخوری می رفتم. دریا همیشه پیش روی من بود.


وقتی نوشته ام را دوباره خواندم، چیزی که بسیار متعجم کرد این بود که آن روز مطلوب و تخیلی هیچ شباهتی با زندگی واقعی آن روز من نداشت. روز کامل و مطلوب من در 5 سال آینده کاملاً تغییر کرده بود.
مدت زمانی بعد از آن جریان بود که آنچه نوشته بودم به حقیقت پیوست، حدود 5 سال بعد بود که من اهمیت آن تمرین را دریافتم. فکر می کنید در آن تمرکز کوتاه توانسته ام به ناخودآگاه خودم دستورات لازم برای رسیدن به آن آینده ی مطلوب را بدهم؟ مطمئن نیستم. اما همین که این مسئله اتفاق افتاد برای من کافی است.


شما هم این تمرین را امتحان کنید. فکرتان را آزاد کنید، و به هیچ کس اجازه ندهید آنجه نوشته اید را بخواند.
اگر اعتقاد دارید که آنچه برای من اتفاق افتاد، شانسی و اتفاقی نبوده است، و کاری برایتان هست که بخواهید آن را در خانه انجام دهید، چرا در کارتان از چنین تصویرسازی و تجسم فکری استفاده نمی کنید؟ هیچ نیازی برای پیروی از یک قانون و قاعده ای خاص نیست، می توانید برحسب نیازهای خودتان عمل کنید. راه های زیر را امتحان کنید:


1. مکان و زمانی آرام پیدا کنید و فکر کنید که دوست دارید در موقعیت شغلیتان چه تغییری صورت بگیرد. وقتی به تصویری روشن رسیدید، آن را روی کاغذ بنویسید. همانطور که مشغول آن هستید، آن را در ذهن تجسم کنید.

2. درمورد موانع اصلی سر راه موفقیت خود فکر کنید و آنها را روی کاغذ بنویسید. بعد برای هر مانع و مشکل، تجسم کنید که چطور می توانید راه حلی برای از میان برداشتن آن پیدا کنید.

3. به مهارتهای جدید فکر کنید که برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارید و آنها را روی کاغذ یادداشت کنید. خود را در طلب کسب آن مهارتها تجسم کنید.

وقتی لیست خود را تدارک دیدید، احتمالاً 6 تا 8 مورد پیش رویتان قرار گرفته است. دوباره این لیست را مرور کنید و آنها را طوری بازنویسی کنید که به صورت جملاتی مثبت درآیند. از نوشتن اصطلاحات تردید آمیز مثل "ممکن است" یا "احتمالاً" خودداری کنید. همه چیز را با یقین و اطمینان کامل بنویسید.
وقتی از لیست خود راضی شدید، هر روز آن را مرور کنید. هر روز صبح، وقت نهار و وقت خواب بهترین زمان برای انجام این کار است. لیست را برای خود بخوانید، هربار هر مورد را برای خود تجسم کنید و حداقل ده بار آن را برای خود تکرار کنید. روی تجسم های خود خوب تمرکز کنید تا خوب به عمق ناخودآگاه شما حک شوند.
از آن زمان به بعد، تجسم فکری برای من بسیار آسان شده است. اما اگر برای شما کمی غریب و ناشناخته است، اگر هر روز با جدیت این کارها را دنبال کنید، برای شما نیز بسیار آسان خواهد شدو قادر خواهید بود به راحتی این کار را انجام دهید.
از تجسم فکری می توان برای روشن کردن راه مطلوب ما به آینده استفاده کرد. هربار که به روشی که برایتان توضیح دادم، تجسم فکری را انجام دهید، قدم گذاشتن و طی آن راه را برای خود آسان تر می کنید.


طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن، روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]




اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی كه باعث می شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا كنید به تست زیربا كمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی دركشورآمریكا است.

ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن، روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
چهار كلید موفقیت شغلی وجود دارد كه می تواند شما را به شخص با ارزشتری تبدیل كند، توانایی های شما را مؤثرتر عرضه می كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند. این چهار كلید عبارتند از: تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز.

1ــ تخصص عبارت است از توانایی شما در بكار بستن استعدادتان آنهام در قسمتی حیاتی كه برای كمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت كه در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین كننده است. شما در چه زمینه ای تخصص و مهارت دارید؟

2ــ تمایز عبارت است از اینكه چگونه خود را در یك یا چند زمینه كه تخصص دارید یا كارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز كردن خود براساس كیفیت كار بالا بسیار مهم و كانون فعالیت شغلی شماست. همانطور كه یك سازمان باید حداقل در یك زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا كند. شما هم به عنوان یك فرد باید حداقل در یك زمینه كاری برتر باشید. اگر از كارفرما یا كارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتری او در چه زمبنه ای است؟» آنهاچه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستید؟چه كاری را بهتر از هر كسی انجام می دهید؟ چه كاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می شود.

اگر تاكنون در حرفه خود یك زمینه را مشخص نكرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام كنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یك زمینه كاری اندازه می گیرید؟ این اندازه گیری استاندارد شما را برای كارایی نشان می دهد. بهترین بودن در یك زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما كمك می كند.

3ــ تقسیم بندی عبارتست از توانایی شما در مشخص كردن افراد و سازمانهایی كه سود بیشتری برای شما دارند. نحوه كار بدین صورت است كه شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص می كنید. و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم گیری می كنید.

اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

4ــ تمركز عبارتست از توانایی شما در تمركز ذهنی برای روی خدماتی است كه برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.

این چهار استراتژی (تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمركز) نقطه كانونی حیاتی برای رسیدن به دست آوردهای فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسید:« كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقویت كنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می گذارد؟ پاسخی كه به این سؤال می دهید را به عنوان یك هدف بنویسید و برای آن یك ضرب العجل تعیین كنید.برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این كلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است


طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 11:37 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]





روزی شیوانا پیرمعرفت را به یک مجلس عروسی دعوت کردند. جوانان شادی می کردند و کودکان از شوق در جنب و جوش بودند.
عروس و داماد نیز از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. ناگهان پیرمردی سنگین احوال از میان جمع برخاست و خطاب به جوانان فریاد زد که:" مگر نمی بینید شیوانا اینجا نشسته است؟! کمی حرمت بصیرت و معرفت استاد را نگه دارید و اینقدر بی پروا شوق وشادی خود را نشان ندهید!"
ناگهان جمعیت ساکت شدند و مات ومبهوت ماندند که چه کنند!؟ از سویی شیوانا را دوست داشتند و حضور او را در مجلس خود برکت آفرین می دانستند و از سوی دیگر نمی توانستند شور و شوق خود را در مجلس عروسی پنهان کنند!

سکوتی آزار دهنده دقایقی بر مجلس حاکم شد. پیرمردان از این سکوت راضی شدند و به سوی استاد برگشتند و از او خواستند تا با بیان جمله ای جوانان بازیگوش مجلس را اندرز دهد!
شیوانا از جا برخاست. دستانش را به سوی زوج جوان دراز کرد و گفت:" شیوانا اگر به جای شما بود دهها بار بیشتر فریاد شوق می کشید و اگر همسن و سال شما بود از این اتفاق میمون و مبارک هزاران برابر بیشتر از شما شادی می کرد. به خاطر این شیوانایی که از جوانی فاصله گرفته است و به حرمت معرفت و بصیرتی که در او جستجو می کنید، هرگز اجازه ندهید احساس شادی و شادمانی و شوریدگی درونی شما به خاطر حضور هیچ شیوانایی سرکوب شود! شادی کنید و زیباترین اتفاق جوانی یعنی زوج شدن دو جوان تنها را قدر بدانید که امشب ما اینجا به خاطر شیوانا جمع نشده ایم تا به خاطر او سکوت کنیم!"

می گویند آن شب پیرمردان مجلس نیز همپای جوانان شادی کردند.




طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
قسمتی از دست نوشته‌های مهاتما گاندی




من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌صفت باشم ،

 من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،

 من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،

 چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است.

 و تو هم به یاد داشته باش:

 من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ، من را خودم از خودم ساخته‌ام،

  تو را دیگرى باید برایت بسازد و 

تو هم به یاد داشته باش 

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است،

تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. 

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان 

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى 

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه 

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى.

 می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.

 می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،

 چرا که ما هر دو انسانیم.

 این جهان مملو از انسان‌هاست ،

 پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

 تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،

 قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

 دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،

 حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،

 دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،

 چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

 نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،

 من قابل ستایشم، و تو هم.

 یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد

 به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى

 همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،

 اما همگى جایزالخطا.

 نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،

 و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است... 



طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

در صحرا میوه کم بود . خداوند یکی از پیامبران را فراخواند و گفت : « هر کس در روز تنها می تواند یک میوه بخورد .»

این قانون نسل ها برقرار بود ، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید . مدتی بعد ،‌ آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت . اما هنوز هم مردم هر روز فقط یک میوه می خوردند و به دستوری که پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند . اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها استفاده کنند . این فقط باعث می شد که میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند . خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت کنند .»

پیامبر با پیام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش کردند ، چرا که آن رسم قدیمی ، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد .. کم کم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از کجا آ مده . اما نمی شد رسوم بسیار کهن را زیر سؤال برد ، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها کنند . بدین ترتیب ، می توانستند هر چه می خواهند ، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهد . تنها کسانی که خود را قدیس می دانستند ، به آیین قدیمی وفادار ماندند .

اما در حقیقت ، آن ها نمی فهمیدند که دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر کنند.

 

از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها"

(پائولو کوئلیو)




طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]


وظیفه اصلی ذهن، حفاظت از ماست، به گونه ای که اضطراب ما به حداقل برسه برای همین همیشه بدنبال امنیت برای ما می گرده. تعریف ذهن از امنیت اون چیزی نیست که ما فکر می کنیم. امنیت برای ذهن به معنای دنبال آشنایی ها گشتنه، محیط، کلام، رفتار و ... به طور کلی چیزهای تازه و ناشناخته عمدتا باعث اضطراب ما میشه برای همین در هر شرایطی که باشیم، ذهن ما چیزهای آشنا برای خودش رو در اون شرایط جستجو می کنه، اگر هم پیدا نکرد سریعا بدنبال این میره که آشنا سازی کنه. مثلا شما اولین بار سوار یه اتوبوس جدید میشید، یه جا انتخاب می کنید و میشینید، روز بعد عمدتا سعی می کنید در همون جای دیروز قرار بگیرید یا اگر امکانش نبود در نزدیکترین محل به اون صندلی. به رستوران، کلاس، پارک یا هر جای دیگه گه برید باز هم همون جاهای قبلی رو مد نظر خواهید داشت وعادتهای ما اینجوری شکل می گیرند. شما ممکنه از محیطی خاطرات خیلی بد داشته باشید یا از آدمی، ولی وقتی در اون محیط یا کنار اون شخص قرار میگیرید احساس امنیت می کنید چون آشناست، هرچند که بگید اصلا اینجا یا این شخص رو دوست ندارید. ما غالبا از بین دو نفر آدم یکی آشنا و دیگری نا آشنا، آشنا رو انتخاب می کنیم، بدون توجه به اینکه اون چه جور آدمیه. امنیتی که طبق تعریف ذهن باشه باعث رکورد و فسیل شدن تدریجی ما میشه. وقتی پنج سال در جایی کار کنید احتمال اینکه کار یا جاتون رو عوض کنید بسیار کم میشه. در این شرایط شما دچار روزمرگی خواهید شد، اشتیاق و شور زندگی رو از دست میدید، خلاقیتتون نابود میشه، در سایه قرار میگیرید و دیده نخواهید شد. کهنه ها امن هستند ولی از شور و انرژی خبری نیست. در تازه ها، ناشناخته ها وجود دارند، شاید خطر هم باشه ولی فرصتهای زیادی هم وجود داره و با پانهادن به دنیاهای جدید و آشنایی با آدمهای جدید، به تدریج بر شور و اشتیاقتون برای رشد، خلاقیت و سازندگی اضافه میشه و اطرافیان شما هم تحت تاثیر نیروی فوق العاده شما قرار خواهند گرفت، چرا که دیگه در سایه نیستید و نور دارید و به دنیای سایه ها هم نور می پاشید، به همین دلیل همه حضور شما رو حس می کنند، توجه بیشتری هم جلب می کنید چون وقتی نیستید اونجا برای دیگران دوباره تاریک میشه.

کهنه ها رو رها کنید و از اسارت این بازی ذهنی، خودتون رو آزاد کنید. انتخاب با شماست که نور باشید یا سایه.




طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 05:35 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
انرژی ذهنی _ اندیشه

داروی تو در خودت هست، اما آگاه نیستی و

درد تو نیز از خودت است، اما نمی بینی و

تو کتاب الهی هستی که با حروف و کلمات

آن تمام پنهانها آشکار می شود..         (امام علی (ع))

دانشمندان ماورالطبیعه معتقدند که جوهر اصلی تشکیل دهنده ی جسم انسان وتمام اشیا ء

مادی و پدیده های روانی انرژی واطلاعات است.

به قول هاتف اصفحانی :

چشم دل باز کن که جان بینی             آنچه نادیدنی است آن بینی

دل هر ذره را که بشکافی               آفتا بش  در میان بینی

یکی از خواص انرژی در جهان این است که انرژی های مشابه خود را جذب می کنند

به همین دلیل است که به هر چیزی که بندیشید پس از مدتی شاهد جذب خودش یا چیزی

که با آن ارتباط دارد ، خواهید بود.. آیا تا کنون پیش نیامده که به دوستی قدیمی بیندیشید

و پس از مدتی او را در جای  ببینید .. یا مدتی به چیزی اندیشیده باشید و یک نفر

بدون اطلاع آن را به شما هدیه کند؟

اکثر مردم این وقایع یا حوادث مشابه را به حساب شانس و تصادف ویا تقدیر

میگذارند . اما از حقیقت نامریی آن بی اطلاعند و نمی دانند که بر زندگی

انسان تمامآ قانون حاکم است نه تصادف.

ذهن انسان مانند آهن ربا ست و به هر چیزی که فکر کند ،همان را جذب

می کند . حتی اگر خوشش نیاید

یک فیلسوف یونانی میگوید:

بگوید چگونه فکر میکنید ،تا بگویم به چه بیماری های مبتلا میشوید

ضمیر نا خود آگاه قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد . نمی فهمد که چه چیزی

به نفع ماست و چه چیزی به ضرر ما. این کار وظیفه ی خود آگاه است . و

نا خود آگاه پیامهای را که از طریق خود آگاه دریافت میکند ،چشم بسته و با

قدرت بسیار اجرا خواهد کرد . ضمیر ناخود آگاه فقط قدرت جذب دارد

اما قدرت دافعه ندارد ،بطور مثال شما میتوانید جسمی را با طناب به سوی

خود بکشید اما نمی توانید آن را با طناب هل داده واز خود دور کنید .

همیشه به آنچه دوست دارید و می خواهید فکر کنید وبه ترس ها

بیماریها ،مشکلات مالی ،افسردگی ،و....... نیندیشید .بسیاری از

مردم همیشه به مشکلات وترس های خود می اندیشند و دایمآ هم

از گرفتاری خود ومشکلاتشان گله وشکایت می کنند ..

انیشه مانند نور آفتاب است و تمرکز وتکرار آن مانند ذره بین عمل میکند

افکار مداوم ومتمرکز شما قدرت آفرین همان انیشه ها را دارد.....

ادموند اسپنسر میگوید

این ذهن ماست که ما را ثروتمند یا فقیر ،شاد یا افسرده وبد بخت یا

خوشبخت می سازد....

این آیه را به خاطر بسپارید:

یقینآ خداوند آنچه را که درآسمانها وزمین است ،در اختیار شما قرار داده است..

تمام آنچه در اطراف خود می بینید و گمان میکنید که خودشان ایجاد شده اند

باز تاب اندیشه های خودتان است...

امام علی (ع) میفرماید:

جهان هرکس به وسعت فکر اوست...

به قول مولانا

ای برادر تو همه اندیشه ای        ما بقی تو استخوان وریشه ای

گر بود اندیشه ات گل ،گلشنی    ور بود خار تو هیمه گلخنی



طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 09:59 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
فکرتان را عوض کنید تا زندگی‌تان تغییر کند


دنیا به آیینه بزرگی شباهت دارد. آنچه را که هستید، منعکسمی کند. اگر دوستانه و پر مهر و محبت هستید، اگر به دیگران کمک می کنید،دنیا رفتاری دوستانه، محبت آمیز وکمک کننده با شما خواهد داشت. دنیا همانچیزی است که شما هستید.
دنیا به آیینه بزرگی شباهت دارد.آنچه را که هستید، منعکس می کند. اگر دوستانه و پر مهر و محبت هستید، اگربه دیگران کمک می کنید، دنیا رفتاری دوستانه، محبت آمیز وکمک کننده با شماخواهد داشت. دنیا همان چیزی است که شما هستید. مهمترین اصل در زندگیانسانی این است که هر چه اغلب به آن فکر کنید، همان می شوید. این اساسدین، فلسفه، متافیزیک، روانشناسی و موفقیت است. دنیای بیرون شما، بازتابدنیای درون شما است. اگر فکرتان را عوض کنید، می توانید زندگی تان راتغییر دهید. بزرگترین چالش و مسئولیت شما این است که در خود معادل ذهنی ایکه می خواهید در بیرون از خود تجربه کنید فراهم آورید. با این کار، تمامقدرتهای ذهنی خود را فعال می کنید و کار می کنید که عالم هستی برای شما وخدمت به شما کار کند. شما سر رشته و کنترل کامل زندگی خود را در دست میگیرید. از هزاران نفر سئوال شده است که در اغلب موارد به چه فکر می کنند.بارها و بارها موفق ترین مردان و زنان جامعه حرف واحدی را تکرار می کنند.آنها اغلب اوقات خود را به این فکر می کنند که چه می خواهند و چگونه میخواهند به این خواسته خود برسند. برعکس، اشخاص نا موفق به آنچه نمی خواهندفکر می کنند. آنها به مسائل و نگرانی ها خود فکر می کنند. به اشخاصی که درزندگی آنها را دوست ندارند فکر می کنند. اما شما اینگونه نیستید. وقتیپیوسته به این فکر می کنید که چه می خواهید و چگونه می خواهید به اینخواسته خود برسید، این طرز فکر کردن به زودی عادت شما می شود. وقتی بهآنچه می خواهید فکر می کنید و درباره اش حرف می زنید، مثبت تر، هدفمند ترو خلاق تر می شوید. وقتی بدانید به کجا می روید، تبدیل به شخص موثرتری میشوید.


● خوش بینی فراگرفته شده شایدمهمترین کیفیتی که می توانید در خود ایجاد کنید و موفقیت و خوشبختی بیشتریبرسید، کیفیت خوش بینی است. باید به این فکر کنید که خوش بینها در اغلبمواقع به چه فکر می کنند و چه کاری انجام می دهند. بر اساس مصاحبه هایانجام شده با هزاران انسان شاد و موفق، خوش بینها در زندگی خود از دوقاعده پیروی می کنند. اینها نگرشهای ذهنی هستند که می توانید آنها رابیاموزید.


اول، در هر چیز، و بخصوص وقتی باموانع ومشکلات روبه رو می شوید، به جنبه های مثبت آن نظر دارند. مثبت فکرمی کنند و همیشه چیزی دستگیرشان می شود. دوم، خوش از هر مسئله وگرفتاری درس ارزشمندی می گیرند. آنها معتقدند که هر مسئله و گرفتاری برایآن است که درسی از آن بگیرند. آنها پیوسته از خود می پرسند: " من قرار استاز این مشکل چه درسی بگیرم؟" و همیشه نکته ای پیدا می کنند.


● هفت اقدام برای رسیدن به زندگی با عملکرد عالی علاوهبر توجه کردن به درسهای ارزشمند، خوس بینها از هفت جهت گیری یا اندیشهعمومی درباره خود و زندگی شان برخوردارند. آنها هفت موضوعی هستند که اغلببه آن فکر میکنند.


▪ به آینده فکر کنید قبل ازهر چیز، انسانهای مثبت شاد و آینده نگر هستند. آنها در بیشتر مواقع بهآینده فکر می کنند. به این فکر می کنند که به کجا می روند. به این کاریندارند که در گذشته چه اتفاقی افتاده است. آنها تصویری روشن و هیجان بخشاز آنچه برایشان امکان پذیر است، دارند. بر اساس قانون جذابیت، به امید هاو رویاهای آینده خود فکر می کنند و امیدها و رویاهای آینده به سمتشان جذبمی شود.


▪ به هدفهایتان فکر کنید دوم،اشخاص مثبت و خوش بخت هدفمدار هستند. آنها در اغلب مواقع درباره هدفهایشانحرف می زنند و فکر می کنند. پس از آنکه پنداره های آتی خود را در نظر مجسمساختند، آنها را به هدفهای روشنی تبدیل می کنند و همه روزه روی آنها کارمی کنند. آنها توجه خود را معطوف و انرژیهای خود را متمرکز می سازند. انهابا استفاده از هدفهایشان آینده خود را کنترل می کنند.


▪ به بهترینها فکر کنید سوم،خوشبختها و موفقها به بهترینها فکر میکنند. آنها معتقدند در هر کاری که میکنند در بهترین حد خود ظاهر شوند. سعی دارند در کار و حرفه شان در جمیع۱۰در صد اول قرار بگیرند. آنها همه روزه روی خود کار میکنن و یک لحظه ازبهتر شدن غافل نمی شوند.


▪ به راه حل فکر کنید چهارم،موفقها راه حل گرا هستند. آنها بجای مسئله، به راه حل فکر می کنند. آنهابه جای اینکه فکر کنند چه کسی مقصر است، به این فکر می کنند که چه کاریباید انجام شود. آنها از روشهای فکری خلاق برای آزاد کردن خلاقیت های خودو اطرافیانشان استفاده می کنند. آنها هدفهای خود را مسائلی در نظر میگیرند که باید حل و فصل شوند. آنها معتقدند که هر مسئله راه حل منطقی داردکه منتظر آنند حل و فصل شود.


▪ به نتایج فکر کنید پنجم،اشخاص موفق و شاد به شدت نتیجه مدار هستند. آنها همه روزهای خود را به دقتاز قبل برنامه ریزی می کنند. برای فعالیتهای خود اولویتهای روشنی در نظرمی گیرند و بعد روی هدفها و برنامه هایشان کار می کنند تا به اشخاصی مولدو کار آمد مشهور شوند. از آنجایی که این اشخاص به شدت موثر و کار آمدهستند، کار بیشتری صورت می دهند، سریع تر به جلو قدم بر می دارند و به کارو دنیا یشان اهتمام بیشتری می ورزند.


▪ به رشد بیندیشید ششم،موفقها رشد مدار هستند. آنها پیوسته در حال مطالعه اند، به نوارهای آموزشیگوش می دهند، ویدئو تماشا می کنند و در دوره ها و همایشهای مختلف شرکت مینمایند. آنها می دانند که آینده از آن با صلاحیتهاست، از آن کسانی است کهاز رقبای خود بیشتر می دانند. می دانند که مسابقه ای در کار است و آنها دراین مسابقه حضور دارند. آنها مصمم به پیروزی اند.


▪ به عمل فکر کنید هفتم،وشاید از همه مهمتر، موفقترین اشخاص عمل گرا هستند. به این فکر می کنند کهدر حال حاضر چه می توانند بکنند تا سریعتر به هدفهایشان برسند. آنهاپیوسته در حرکت و تلاش هستند. احساس اضطرار می کنند و در مقایسه با اشخاصعادی و متوسط کار بیشتری صورت می دهند. هر چه کار بیشتری بکنند، نتیجهبهتری می گیرند. هر چه ارزشمندتر بشوند، در آمد بیشتری کسب می کنند.


● امکانات شما نا محدود است مادر عصر طلایی انسانها زندگی می کنیم. امروز در مقایسه با هر زمانی بهتر میتوانید به هدفهای خود دست پیدا کنید. می توانید از این مقاله به عنوان یکراهنما استفاده کنید تا در زندگی به سعادت و خوشبختی برسید. به ۱۲ توصیهکلیدی توجه کنید:


۱) فکرتان را عوض کنید آنطور که درباره خود فکر می کنید، آن طور که به قابلیتها و توانمندیهای خودمی اندیشید، کیفیت زندگی شما را رقم می زند. خوشبختانه، این خودانگارهآموختنی است. با کنترل کردن کامل کلمات، تصاویر و نقطه نظرهایی که به ذهنخود راه میدهید، کنترل آینده خود را در دست می گیرید.


۲) زندگیتان را تغییر دهید شمابا توانمندی ناب متولد می شوید. شما در زمینه های مختلف قابلیتهای فراواندارید. در نتیجه انتقادات مخرب دوران کودکی ممکن است از شکست، ضرر و زیان،رد شدن و مورد انتقاد قرار گرفتن، بترسید. می توانید به عادتهای مخرب وعلیه خود برسید و عقب بمانید. با فاصله گرفتن از این احساسات منفی، شماتوانمدیهای خود را آزاد می کنید و زندگی تان را تغییر می دهید.


۳) خوابهای بزرگ ببینید شروعراستین فراهم آوردن آن زندگی که برای شما امکان پذیر است این است که برایخود پنداره ای از مکانی که می خواهید به آن برسید فراهم آورید. فرض را براین بگذارید که به آنچه در زندگی می خواهید، می توانید دست پیدا کنید. بعدهدفهای واضح و مشخصی در نظر بگیرید، برنامه مفصلی تدارک ببینید و بهرویایتان حقیقت ببخشید.


۴) تصمیم بگیرید و ثروتمند شوید ازهمین امروز تصمیم بگیرید که کنترل امور را در دست بگیرید. کاری را کهدیگران کرده اند و به آن رسیده اند، انجام بدهید. دقیقا مشخص کنید میخواهید چه در آمدی داشته باشید، و پیوسته به این میزان در آمد فکر کنید.آنچه را که دیگران کرده اند، شما هم می توانید بکنید.


۵) سر رشته امور زندگی خود را در دست بگیرید شمادر زندگی خود یک نیروی خلاق هستید. آنچه که هستید یا خواهید شد، بستگی بهاین دارد که چه کاری می کنید یا چه کاری نمی کنید. از امروز مصمم شوید کهصد در صد مسئولیتهای در قبال خود را بپذیرید. کسی را سرزنش نکنید، عذر وبهانه نیاورید. قدرت شخصی خود را اعمال کنید و کنترل اندیشه، کلمات واعمال خود را در دست بگیرید. حاکم بر سرنوشت خود گردید.


۶) برای رسیدن به سطح بهترینها متعهد شوید بزرگترینپاداشها و رضایت خاطر نصیب کسانی می شود که در هر کاری که می کنند خوب وعالی هستند. تصمیم بگیرید که در سطح ۱۰ در صد بالای حرفه خود قرار بگیرید.ببینید در کدام یک از مهارتهای کلیدی باید به حد عالی برسید، عملکرد عالیرا هدف خود قرار بدهید، برنامه ریزی کنید و بعد همه روزه برای بهتر شدنتلاش کنید.


۷) به اشخاص بها دهید کمیت وکیفیت روابط شما بیش از هر عامل دیگری روی موفقیت و خوشبختی شما اثر میگذارد. سعی کنید روابطی مبتنی بر اعتماد و اطمینان با اشخاصی که در زندگیشما مهمند ایجاد کنید. شبکه سازی کنید تا بر میزان تماسهای خود بیفزایید.با اشخاص موفق و مثبت ارتباط برقرار کنید و همفکری نمایید.


۸) مانند یک نابغه فکر کنید شمادر واقع یک ذهن، همراه با یک تن هستید. شما همان اندیشه خود هستید. شما ازاین توانمندی بر خوردارید که بهتر بیندیشید. وقتی مانند هوشمندترین مردمفکر می کنید، خیلی زود به همان نتایج آنها دست پیدا می کنید.


۹) از نیروهای ذهن خود استفاده کنید ایدهاو نقطه نظرها منابع اصلی ثروت بشمار می آیند. هر چه برای رسیدن به هدفهایخود نظرات بیشتری داشته باشید، طبق قانون احتمالات، بیشتر به ایده ای کهبه شما کمک کند دست پیدا می کنید. توانایی شما در خلق ایده نامحدود است.بنابراین آینده شما هم نا محدود است.


۱۰) اندیشه خود را در خدمت بگیرید راهکارهایاندیشه مهمی وجود دارند. این راهکارها، شیوه هایی هستند که اشخاص موفقدرهمه جا از آنها استفاده می کنند. هر یک از این روشهای تحلیل و ارزیابیموقعیت شما می تواند بینش و فراستی در اختیارتان قرار بدهد که چشم اندازشما را در زندگی تغییر بدهد. هر چه ابزار فکری شما بیشتر باشد، زندگیبهتری می توانید برای خود ایجاد کنید.


۱۱) آینده خود را خلق کنید توانایینگاه کردن به آینده و بعد برداشتن قدمهایی که آینده مورد نظر شما را تامینکند، یکی از علل موفقیت همه مردمان موفق در طی تاریخ بوده است. انسانهاموثر زندگی خود را به دقت برنامه ریزی می کنند و مشکلات احتمالی را در نظرمی گیرند. در نتیجه در مقایسه با اطرافیان خود، بهتر فکر می کنند و بهترتصمیم می گیرند.


۱۲) عالی زندگی کنید دنیایپیرامون شما با توجه به دنیای درون شما شکل می گیرد. خشنود ترین و پر درآمد ترین اشخاص در هر زمینه ای در زندگی، کسانی هستند که منش عالی دارند.وقتی زندگی خود را پیرامون دو کیفیت استحکام شخصیت و شجاعت استوار میکنید، همه در ها به رویتان گشوده می شود و شما تبدیل به یک انسان شاد وخوشبخت می شوید. شما اندیشه و زندگی خود را تغییر می دهید.


● فقط انجام بدهید! آمادگیذهنی شباهت فراوانی به آمادگی جسمانی دارد. به زمان و تلاش فراوان احتیاجدارد تا به این آمادگی دست پیدا کنید. با این حال، این کاری است که فایدهاش به زحمتش می ارزد. آن حد و حسابی ندارد. وقتی روی خودتان کار میکنید تا در درون خویش تصویری برای خاق زندگی مورد نظرتان بسازید، ممکن استدر شروع پیشرفت کندی داشته باشید. اما وقتی مداومت به خرج می دهید، وقتیبه کار ادامه می دهید، کارهای درست انجام می دهید و از کلمات مناسباستفاده می کنید، دیری نمی پاید که پاداش تلاشهای خود را می گیرید. برایکاری که می توانید بکنید محدودیتی متصور نیست. محدودیت هر چه هست، چیزیاست که شما برای خود قائل می شوید. شما انسانی عالی و با استعداد هستید.بعید است اگر همه تلاشتان را بکنید، به هر خواسته ای که دارید نرسید.راهکار این است که از همین امروز شروع کنید و هرگز از پای ننشینید.نویسنده: برایان تریسی


طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 09:58 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

معجزه ذهن

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد ؟

چرا اکثر مردم در بیماری , فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها , قله های پیروزی و موفقیت را یکی پس از دیگری فتح می کنند ؟

اکثر مردم افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هرکاری در این جهان , اصولی دارد و دلیل پیروزی انسان های موفق , فقط آشنایی با این اصول و کاربرد دقیق آنهاست .

به قول مارک تواین : «موفقیت یک علم است , اگر اصولش را بدانی , نتیجه اش را به دست می آوری .»

اکثر مردم باور ندارند که می توانند موفق باشند و حتی آمادگی دریافت اصول ساده موفقیت را ندارند .

دانشمندان معتقدند که یک انسان در حالت عادی فقط از 10% نیروها و استعدادهای خود استفاده می کند . وقتی که شما , بابخش عظیم قدرت خود آشنا شوید و آن را به کار بگیرید به گروه انسان های بزرگ خواهید پیوست .

از کودکی به غلط به ما آموخته اند که برای رسیدن به آرزوهایمان فقط باید تلاش و تقلا کنیم . قدرت اراده و تلاش جسمی در بالاترین حد خود فقط بخش اندکی از نیروهای شما را به کار می گیرد .

تلاش جسمی بیش از حد به تنهایی , نه تنها شما را به آرزوهایتان نمی رساند , بلکه باعث از بین رفتن انرژی و ایجاد بیماریهای روحی و جسمی نیز می گردد . برای رسیدن سریع و آسان به آرزوها , باید از قدرت عظیم ذهن کمک گرفت .

قسمت ها ی مختلف ذهن

1- ضمیر خود آگاه

این بخش فقط در هنگام بیداری فعال است و اعمال ارادی انسان را کنترل می کند و وظایفی چون تفکر , تجزیه و تحلیل , استدلال و تصمیم گیری را برعهده دارد .

2- ضمیر ناخودآگاه (شعور باطن)

این بخش عظیم ذهنی , همیشه (حتی در خواب) فعال است و تمام اعمال غیرارادی انسان را کنترل می کند , سیستم عصبی خودکار سمپاتیک و پاراسمپاتیک نیز زیر مجموعه ضمیر

ناخودآگاه است .

اکثر انسان ها اتفاقات بد و شکستهایشان را ناشی از بدشانسی یا تقدیر می دانند و حتی به اشتباه گمان می کنند که خداوند آنها را دوست ندارد .

جالب است که بدانید مسئولیت بوجود آمدن بخش عظیمی از وقایع زندگی برعهده ضمیر ناخودآگاه است .

انسان های متوسط ضمیر ناخودآگاه را نمی شناسد و زمانی که با آن آشنا شوند و آن را به کار گیرند , دیگر متوسط نخواهند بود . تمام افراد بزرگ و موفق مانند دانشمندان , مخترعان

ثروتمندان , شعرا , ورزشکاران نامی و … بگونه ای از ضمیر ناخودآگاه خود کمک گرفته اند .

این نیرو در تمام انسانها وجود دارد و نیازی به خلق آن نیست فقط کافیست نحوه به کارگیری آن را فرابگیرید .

ضمیرناخودآگاه مانند یک دوربین فیلم برداری همیشه روشن است و تمام وقایع پیرامون انسان و هیجانات , احساسات و تجارب ناشی از آنها را حدود 5/4 ماه پیش از تولد (زمان دمیده شدن روح در بدن) تا امروز در خود ثبت کرده است .

از همان زمان الگوهای رفتاری انسان شروع به شکل گیری می کند . بنابراین بسیاری از خصوصیات , تصمیمات و اعمال امروز ما دستاورد تجربیات اولین سال های زندگی است .

حتی شکست های زندگی ما به دلیل وجود باورها و مسائل منفی در ناخودآگاه است .

ضمیر ناخودآگاه مسبب تمام عادات مثبت و منفی انسان است . هرکاری مدتی تکرار شود ,

درناخودآگاه ضبط شده وعادت رفتاری می شود .

کلود بریستول می گوید : «همانقدر که خودآگاه منبع اندیشه است , ناخودآگاه منبع قدرت است .»

ضمیر ناخودآگاه فقط برنامه هایی را اجرا می کند که به آن داده شده است , حتی اگر به ضرر شما باشد و اگر خودتان آن را برنامه ریزی نکنید,توسط دیگران و شرایط محیط برنامه ریزی خواهد شد و بدون اینکه به خوب یا بد بودن آن توجهی کند , دقیقا آنها را به مرحله اجرا در خواهد آورد .

پس آیا اگر کسی در گذشته خود شاهد اتفاقات بد و تجارب منفی بوده و این مسائل در ناخودآگاهش ضبط شده باشد و باعث ایجاد عادتها و باورهای منفی در او شده باشد , آیا باید تا آخر عمر محکوم به پذیرش این سرنوشت باشد؟

جواب منفی است و شما می توانید  تکنیک های نفوذ به ناخودآگاه را بیاموزید و عادات و باورهای مثبت را جایگزین باورها و عادات غلط و منفی کنید .

معجزه ذهن , مهندس مرتضی احمدی منش 

ادامه دارد...

شکست تنها یک چیز را ثابت می کند: اینکه اراده و قصدمان

برای پیروزی کافی نبوده است




طبقه بندی: مثبت اندیشی و تفکر مثبت و مدیریت ذهن،
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

چرا احساس نا امیدی می کنم

 

رویا های برای روان مانند اکسیژن برای ریه ها هستند. اگر به سمت آنها حرکت کنیم هورمون های شادی آزاد خواهند شد، و با نادیده گرفتن آنها احساسات بد را تقویت کرده ایم.

نا امیدی و افسردگی شاید چیزی جز دلسرد شدن ذهن شما نسبت به امکان شکل گرفتن رویا هایتان نباشد. شاید فکر کنید در حال حاضر رویایی ندارید و به خاطر بی توجهی به رویاهایتان دلسرد و افسرده هم نیستید ولی اگر به گذشته خود نگاه کنید خواهید دید که در زندگی خود نسبت به کارهای مختلفی شور و شوق داشته اید ولی چون برای بدست آوردن آن برنامه ریزی و تلاشی نکرده بودید خود به خود آنها را نادیده گرفته اید.

بعضی ها برای رویاهای خود می جنگند و امید و خوش بینی را در ذهن خود زنده نگه می دارند. تا بتوانند سعادتی را که در نظر دارند در آینده بدست آورند. در حالیکه دیگر افراد رویا های خود را در ضمیر نا خودآگاه خود دفن می کنند و تا آخر عمر نا امید و افسرده باقی می مانند.

 

نادیده گرفتن رویاها

بعضی افراد به خود دروغ می گویند و اینگونه به خود تلقین می کنند که آنچه اکنون دارند همان چیزی است که می خواسته اند. مانند فردی که می خواهد مدیر یک سازمان بزرگ باشد و برای خود کار کند اما در عمل فقط به یک سرپرستی ساده و کار کردن با دستمزدی ناچیز رضایت می دهد در حقیقت به نا خودآگاه خود می گوید که مدیر شدن راهی طولانی و خسته کننده است و استرس زیادی را برای بالا رفتن از پله های ترقی باید تحمل کنم پس بهتر است از خیر آن بگذرم.

حتی بعضی از افراد کم کم به دروغی که به ناخود آگاه خود می گویند اعتقاد پیدا می کنند و دچار تضادی می شوند که منجر به افسردگی شدید می شود.

تا زمانیکه رویاهای خود را زنده نکنید افسرده باقی خواهید ماند.

البته نباید قناعت را با سرکوب رویا ها اشتباه بگیرید. قناعت ابزاری قدرتمند است و افرادی که این ابزار شگفت انگیز را دارند، راحت تر می توانند به اهداف والای خود دست پیدا کنند.

 

خوب راه حل این مسئله چیست؟

بله یک راه حل بسیار کارا وجود دارد که به مقداری دلگرمی و امیدواری نیاز دارد. گرد و خاکی که روی رویاهایتان گرفته است پاک کنید اکنون وقت خانه تکانی است رویاهای خود را از تار عنکبوتی که گرفته است پاک کنید رویایی را که همیشه در آرزوی داشتنش بودید زنده کنید. برای رسیدن به آن فعالیت کنید و قبول کنید که تا کنون به خود دروغ می گفتید که نمی توانید رویای خود را به حقیقت تبدیل نمایید.

و فقط در این صورت است که می توانید دوباره نفس بکشید و ضمیر ناخود آگاه شماست که می فهمد این زندگی ارزش زحمت کشیدن را دارد و دیگر نیازی به افسردگی و نا امیدی نیست.

حرفی را که بیشتر مردم می زنند قبول نکنید. شما برای درمان افسردگی خود به هیچ درمانی نیاز ندارید به غیر از اینکه به زندگی خود معنا ببخشید و هیچ چیز بیش از جنگیدن برای هدف نمی تواند به زندگی معنا و مفهوم ببخشد آنهام هدفی که بزرگترین و والاترین هدف شماست!

نوشته: ام. فاروک رادوان




طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

  

مبارزه طلبی و موفقیت

 

نیاز به رقابت

آیا برای رسیدن به موفقیت در زندگی نیاز به رقابت داریم؟ پاسخ به این سوال برای همه ما مشخص است. البته که همه ما برای دست یابی به موفقیت نیاز به رقابت داریم و برای موفق بودن در زندگی لازم نیست حتما در همه رقابت هایی که شرکت می کنیم پیروز شویم! رقابت موهبتی است که شما را برای رسیدن به اهداف و رویا هایتان ترغیب می کند.

همچنین رقابت طلبی ما را وادار می کند دیدی واضح تر و مشخص تر نسبت به رویای خود داشته باشیم و با چنین دیدی می توانیم به اهداف تعیین شده دست یابیم و بدون چنین دیدگاهی ضمانتی برای دست یابی به موفقیت وجود نخواهد داشت.

 

چشم انداز موفق

هر یک از ما باید چشم اندازی برای زندگی خود داشته باشیم، و باید به راهی که می روید اعتقاد داشته باشید باید به رویا های خود اعتقاد داشته باشید، ایمان داشته باشید که پروردگار رویایی بزرگتر از آنچه فکر می کنید برای شما دارد، چنین اعتقادی سبب می شود که همه ناملایمات مسیر را تحمل کنید و موانع را از پیش رو بر دارید موانعی که در مسیر خود می بینید شما را به مبارزه می طلبند و هر کدام پله ای هستند که با گذشتن از آنها می توانید به شرایط بهتری دست یابید ولی آیا خداوند فقط همین را برای شما کافی می داند؟ البته که نه او در برابر شما موانعی قرار می دهد تا شما را قوی تر و استوارتر سازد.

 

جاده موفقیت

نه مسیر و نه مقصد مهم نیست که چه هستند! آنچه واقعاً اهمیت دارد خود سفر و انتهای مبارزه است و وقتی که به پایان مسیر می رسید به عقب بر گردید و ببینید که چه بدست آورده اید و چه چیزی از دست داده اید تا موفقیت واقعی را دریابید. آنگاه است که مزه موفقیت در کام شما خواهد ماند و از آن لذت خواهید برد. همچنان که احتمالا بار ها این حرف را شنیده اید برای اینکه طعم خوش موفقیت را بچشید باید ابتدا طعم تلخ شکست را بچشید. به من اعتماد کنید درس هایی که در این سفر می آموزید بخاطر بسپارید و از آنها همچون پله ای برای بالا رفتن استفاده کنید این مانع که برای شما پله شده است برای بسیاری که چنین دیدی ندارند همان مانع است و در پشت آن گیر می کنند و نا امید می شوند و این شما هستید که رقبا را پشت سر گذاشته اید. چون دید افراد موفق را دارید. البته در اوج بودن ساده نیست رسیدن به رویا ها ساده نیست ولی در عین حال غیر ممکن هم نیست، به خدا ایمان داشته باشید، به خود ایمان داشته باشید و به توانایی ها و مهارت های خود ایمان داشته باشید، سپس موتور خود را استارت کنید، سخت کار کنید، در نهایت در مقصد هستید، هیچ لذتی بالاتر از این نیست که  مبارزه کنید و رویای خود را خودتان بدست بیاورید.




طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]

مرد ثروتمندی در دهکده‌ای دور زمین‌های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده‌شان روی این زمین‌ها به کار گرفته بود. و برای اینکه بتواند این کارگران را وادار

به کار کند یک سرکارگر خشن و بی‌رحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود و سرکارگر با خشونت و بی‌رحمی کارگران و خانواده‌های آنها را وادار می‌کرد روی زمین‌های مرد ثروتمند به سختی و تمام وقت کار کنند تا محصول بیشتری حاصل شود. روزی شیوانا از کنار این دهکده عبور می‌کرد. کارگران وقتی او را دیدند شکایت سرکارگر را نزد شیوانا بردند و گفتند: "صاحب مزرعه، این فرد بی‌رحم را بالای سر ما گذاشته و ما به خاطر نان و غذای خود مجبوریم حرف او را گوش کنیم. چیزی به او بگویید تا با ما ملایم‌تر رفتار کند."
شیوانا به سراغ سرکارگر رفت. او را دید که افسار اسب پیری را در دست گرفته و به سمتی می‌رود. شیوانا کنار سرکارگر شروع به راه رفتن کرد و از او پرسید: "این اسب پیر را کجا می‌بری؟"
سرکارگر با بدخلقی جواب داد: "این اسب همیشه پیر نبوده است. مرد ثروتمندی که مالک همه این زمین‌هاست سال‌ها از این اسب سواری کشیده و استفاده‌های زیادی از او برده است. اکنون چون پیر و از کار افتاده شده دیگر به دردش نمی‌خورد. چون صاحب زمین‌ها به هر چیزی از دید سوددهی و منفعت نگاه می‌کند بنابراین از این پس اسب پیر چیزی جز ضرر نخواهد داشت. به همین خاطر او از من خواسته تا اسب را به سلاخی ببرم و گوشت او را بین سگ‌های مزرعه تقسیم کنم تا لااقل به دردی بخورد."
شیوانا لبخندی زد و گفت: "اگر صاحب این مزرعه آدم‌های اطراف خود را فقط از پنجره سوددهی و منفعت نگاه می‌کند، پس حتما روزی فرامی‌رسد که به شخصی چون تو دیگر نیازی نخواهد داشت. آن روز شاید کارگران مزرعه بیشتر از اربابت به داد تو برسند. اگر کمی با آنها نرمی و ملاطفت به خرج دهی وقتی به روزگار این اسب بیفتی می‌توانی به لطف و کمک آنها امیدوار باشی. همیشه از خود بپرس که از کجا معلوم اسب بعدی من نباشم! در این صورت حتماً اخلاقت لطیف‌تر و جوانمردانه‌تر خواهد شد."



طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]





با نگاهی به طب سنتی و تطبیق آن با علوم امروزی در می‌یابیم که حکمای پیشین با چه ظرافت، دقت و حساسیتی به مواردی که ما امروزه به‌عنوان اصول تغذیه صحیح آنها را می‌شناسیم، اشاره نموده‌اند که این مسأله، مهر تأییدی بر دانش و فراست آنها در سالیان دور است. امروزه به کرات به اهمیت میانه‌ روی در خوردن، مصرف وعده‌های کم حجم، اجتناب از پرخوری و … در جوامع تغذیه‌ای اشاره می‌شود. ما نیز در این مقاله سعی نموده‌ایم چند مورد را با طب قدیم تطبیق داده و به مفهوم یکسان هر دو بیش از پیش نزدیک شویم.
ادامه مطلب

طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می کرد. رفتن و ردپای آن را. و آدم هایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند.
جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کردشایدپرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.


طبقه بندی: روان شناسی و راه های موفقیت و داستان،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ مدیریت وبلاگ م . پ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید: آیا «زندگی» را « زندگی کرده ائ»؟
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
خطاطی نستعلیق آنلاین
******** لبخند را همواره به یاد اشته باش ترس دشمن شماره یک موفقیت است ********


.

فروش بک لینکطراحی سایتعکس